بخش محتوا

ویژگی های رهبر در کلام امام حسین (علیه السلام)

*بيان اوصاف رهبر در نامه امام حسين(عليه السلام) با مردم كوفه

اما آنچه كه مسئله حياتي و مسئله روز است، اين است كه مردم رهبر مي‌خواهند و رهبري بايد جا بيافتد؛ لذا سالار شهيدان در نامه رسمي كه براي رجال علمي كوفه مي‌نويسد، عظمت رهبري و شرايط و اوصاف رهبر را مشخص مي‌كند. نامه‌اي كه از مردم كوفه به حضور مبارك سالار شهيدان رسيد، نامه‌هاي فراواني بود، آنها هم كه امام مي‌خواهند، يكسان نيستند، عده‌اي هم كه به دنبال رهبر حركت مي‌كنند، آنها هم يكسان نمي‌انديشند. بيش از صدها نامه از كوفه به حضور حسين‌بن‌علي(عليهما السلام) رفت كه گفتند از هزار هم گذشت، نامه‌هاي فراوان بود، برخي از نامه‌ها نوشته بود حسين، كوفه باغ‌هاي خوبي دارد و اين درخت‌ها سرسبزند «أينعت الثمار» درخت‌ها به ثمر نشسته‌اند «و أخضرت الجنات»[1] اين باغ‌ها سبز شد و منتظر شماست، حضرت كه به اين فرم نامه‌ها اعتنا نكرد، در هيچ سخن و جوابي حضرت از باغ‌هاي كوفه حرف نزد، از اينكه كوفه خوش آب و هواست، سخن نگفت، از اينكه آن شط عظيم دجله در شمال شرقي كربلا و كوفه مي‌ريزد و آن منطقه را سرسبز و خرم و خوش آب و هوا نگه مي‌دارد، دم نزد. وقتي نامه براي رجال علمي كوفه مي‌نويسد، عظمت اسلام و شرايط اسلام را بازگو مي‌كند، بعد مي‌گويد من الآن در شرايطي هستم كه وضع اسلام را دارند عوض مي‌كنند و مردم بدون زمامدار نخواهند بود و به جان و حيات خودم قسم امام و رهبر و زمامدار مردم كسي است كه داراي اين اوصاف باشد «فلعمري ما الامام الا الحاكم بالكتاب و القائم بالقسط و الدائن بدين الله و الحابس نفسه علي ذلك لله و السلام»[2] اين نامه رسمي سالار شهيدان(سلام الله عليه) به مردم كوفه است. أبي عبدالله فرمود: مردم رهبر مي‌خواهند و رهبر بايد داراي اين اصول باشد. اول فرمود قسم به حياتم امام مردم بايد اين شرايط را داشته باشد «فلعمري ما الامام الا الحاكم بالكتاب» آن كس كه فقط به قرآن حكم مي‌كند، اين يكي «القائم بالقسط» نه تنها مسئله قضا و حكم او الهي باشد، خودش قائم به قسط باشد؛ يعني بر اساس اصول قسط و عدل ايستادگي داشته باشد. چه شخصي به قسط قيام مي‌كند، در صورتي ‌که پايه‌هاي او عدل باشد، انسان روي پايه عدل بايستد وگرنه نشسته است، اگر كسي زيربناي قسط و عدل ندارد، نشسته است، گرچه ايستاده باشد، اينكه گفتند ﴿لِيَقُومَ النّاسُ بِالْقِسْطِ﴾[3] يعني پايه‌هاي اينها قسط و عدل باشد. گاهي مسئله وقتي خيلي مهم شد، مي‌فرمايد: قيام به قسط كافي نيست، بايد قوام به قسط باشيد. در دو بخش قرآن كريم خداي سبحان فرمود: ﴿يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا كُونُوا قَوّامينَ بِالْقِسْطِ﴾[4] گاهي مسئله عادي است كه همان قيام به قسط كافي است، گاهي خطر خيلي مهم است كه بايد قوام باشد، يعني پر قيام باشد، هم مبالغه است و هم صيغه نسبت است، اين قدر انسان بايد اهل ايستادگي باشد تا به او قوام بگويند، وقتي قوام شد، آن‌گاه مي‌تواند هر باطلي را در هم بكوبد. سالار شهيدان در آن نامه رسمي كه براي رجال مبارز كوفه نوشت، فرمود قسم به جانم رهبر نيست مگر كسي كه به كتاب عمل كند و قائم به قسط باشد «و الدائن بدين الله»[5] بعضي از امور است كه قسط و عدل مردمي هست؛ اما جنبه عبادي ندارد، آنها كه داعيه حمايت مستضعفان و محرومان را داشتند، نظير بلوك شرق، سخن از دين خدا نبود؛ لذا اخيراً پرده برداشته شد كه لنين و استالين از پرجنايتكارترين مردان تاريخ‌اند، به اين فكر كه دارند از محروم حمايت مي‌كنند؛ اما وقتي استناد و اعتماد به دين الله نبود، سر از جنايت بيرون مي‌آورد. فرمود: «و الدائن بدين الله» و تنها پذيرش كافي نيست. يك اصل چهارمي هم لازم است «الحابس نفسه علي ذلك لله» يعني آن‌چنان خود را در زندان دينداري قرار بدهد كه ابداً اين ميله‌هاي زندان را بيرون نبرد. انسان رها نيست، انسان عبد است، انسان در مقابل ديگران آزاد است؛ اما در مقابل خدا كه بنده است، انسان در مقابل اغيار رهاست؛ اما در مقابل حق كه عبد است. فرمود: «الحابس نفسه علي ذلك لله و السلام»[6] اين عصاره نامه سالار شهيدان(سلام الله عليه) به رجال رزمنده و مبارز كوفه است.

1.[بحار الانوار، ج 44، ص 334.]

2.[همان، ص 334]

3.[ سورهٴ حديد، آيهٴ 25.]

4.[سورهٴ نساء، آيهٴ 125.]

5.[بحار الانوار، ج 44، ص 334.]

6. [بحار الانوار، ج 44، ص 334.]

*گزیده ای از یکی از سخنرانی های آیت الله جوادی آملی با موضوع «تحلیل قیام سالار شهیدان»-محرم 1379

*پایگاه اطلاع رسانی بنیاد بین المللی علوم وحیانی اسراء.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

بستن
قالب وردپرس