بانک مقالات

گفتگو با دکتر خسرو باقری: ادبیات دینی، تلقین دینی نیست.

ادبیات، که شعر و داستان را شامل می شود یکی از مهمترین حوزه های تاثیر گذار بر حوزه تعلیم و تربیت است. دربارۀ نوع تاثیرگذاری ادبیات و چگونگی این تاثیرگذاری و رابطۀ آن با تربیت مطلوب کودکان، همواره بحث هایی در میان متخصصان حوزه تعلیم و تربیت صورت گرفته است. نوشتار حاضر گفتگویی است که از طرف پژوهشنامه ادبیات کودک و نوجوانان با جناب دکتر خسرو باقری عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، انجام شده است. موضوع گفتگو، چگونگی تربیت دینی کودکان با استفاده از ادبیات است. در این گفتگو، آقای دکتر باقری به بررسی رابطه ادبیات کودک، دین و تربیت پرداخته است. پیش از پرداختن به این مسئله، ایشان ابتدا به تحلیل عناصر دینداری و سپس به معرفی عناصری که می تواند با ادبیات همکاری مشترک در زمینه تربیت دینی داشته باشد، می پردازند. دکتر باقری معتقد است که، اولین عنصر دینداری، اعتقادات است یعنی از هر دینداری انتظار می رود که اعتقادات مشخصی درباره جهان، خدا، انسان و مسائلی از این قبیل داشته باشد. دومین عنصر، حالات درونی یا به عبارتی تجربه های درونی است که فرد باید این حالات را در درون خودش بیابد و آنها را تجربه کند. سومین عنصر، التزام درونی یا ایمان است. در ایمان یا التزام درونی نوعی انتخاب یا تصمیم گیری وجود دارد. و عنصر چهارم عمل است. این چهار عنصر در همۀ ادیان مطرح است. اگر بخواهیم ارتباط این چهار عنصر را با ادبیات کودک در نظر بگیریم با توجه به شرایط روانشناختی و معرفتی کودک، خود بخود دو عنصر از میان این چهار عنصر یعنی؛ تجربه های درونی و اعمال و رفتار، اولویت پیدا می کند. و دو عنصر اعتقادات و التزام درونی چون نیازمند رشد روانی و ذهنی کودک است به مراحل بعدی رشد موکول می شوند. در بخش دوم این گفتگو، آقای دکتر باقری به تبیین و تفکیک محدودۀ تربیت از تلقین و تحمیل می پردازند. ایشان معتقد است که تربیت غیر از تلقین است و این دو، دو مفهوم متفاوت هستند. و بسیاری از کارهایی که امروزه در شکل ادبیات و شعر به کودکان عرضه می شود شبه تربیت یا به عبارتی تلقین و یا تحمیل هستند؛ زیرا در تلقین، اعتقادات و آموزه هایی را بدون تبیین و یا دفاع، به یک نسل انتقال می دهیم. این عمل شبه تربیت است و تربیت نیست. در نظر دکتر باقری، در تربیت نیز چهار عنصراساسی  وجود دارد که آن را از مفاهیم مشابه آن مانند تحمیل و تلقین جدا می کنند. این عناصر عبارتند از   :1-در تربیت، عنصر دانشی و تبیینی وجود دارد. 2-حرکت درونی است یعنی تغییری که در جریان تربیت رخ می دهد با انگیزه های درونی همراه است  در حالی که در اشکال تلقینی، تحمیلی و تکراری، موتور حرکت تربیت در بیرون از فرد قرار دارد 3-عنصر معیارها؛ یعنی فرد علاوه بر این که مسائل برای او تبیین می شوند باید معیارهای مطلوبیت و عدم مطلوبیت آن مسائلی که به او عرضه می شوند را در نظر داشته باشد. 4-عنصر چهارم، نقد و نقادی است. نقد در جریان تربیت، یک امر ضروری است. هنگامی که نقد ظهور می کند، حاصل آن تفاوت میان نسل جدید (متربی) و نسل پیشین است. یعنی متربی می تواند به نقادی آن چه به او عرضه می شود بپردازد و به همین سبب است که تربیت از تلقین و تحمیل متمایز می شود. در این گفتگو، علاوه بر پرسش ها و پاسخ های مذکور، بحث هایی نیز در همین موضوع-ادبیات و تربیت دینی کودکان-مطرح شده است که خوانندگان گرامی را به مطالعۀ این گفتگو دعوت می کنیم.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

بستن
قالب وردپرس