احادیث تربیتی

امام علی (علیه السلام) آزادمرد واقعی

*امام علی (علیه السلام) آزاد مرد واقعى‏

بشر باید در ناحیه وجود خودش، در ناحیه روح خودش آزاد بشود تا بتواند به دیگران آزادى بدهد. لهذا آزادمرد واقعى جهان کیست؟ على بن ابى طالب یا افرادى که از طراز على بن ابى طالب و یا تربیت شده دبستان او باشند، چون اینها افرادى هستند که در درجه اول از اسارت نفس خودشان نجات پیدا کرده‏اند.

امام على (علیه السلام) می فرمایند:

«اأَقْنَعُ مِنْ نَفْسِی بِأَنْ یقَالَ هَذَا أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ وَ لاأُشَارِكُهُمْ فِی مَكَارِهِ الدَّهْرِ أَوْ أَكُونَ أُسْوَه لَهُمْ فِی جُشُوبَه الْعَیشِ؟»  آیا به این قناعت كنم كه به من امیر مؤمنان گفته شود، ولی در سختی‌های روزگار با آنان شریك نباشم، یا در تلخی‌های زندگی الگویشان محسوب نشوم.

و یا می فرمایند: «کَیْفَ أَظْلِمُ أَحَداً لِنَفْس یُسْرِعُ إِلَى الْبِلَى قُفُولُهَا وَ یَطُولُ فِی الثری حلولها؟» چگونه بر کسى ستم روا دارم آن هم براى جسمى که به سرعت به سوى کهنگى باز مى گردد. (و به زودى از هم مى پاشد) و توقفش در میان خاک بسیار طولانى خواهد بود»

آن کس می تواند واقعاً آزاد و آزادى بخش باشد که همیشه مانند على است و یا لااقل پیرو اوست؛ از نفس و روح خودش حساب بکشد، تنها در محراب عبادت دست به محاسن شریفش بگیرد و بگوید: «یا دُنْیا! غُرّى غَیرى‏» اى زرد و سفید دنیا، اى طلا و نقره دنیا! برو غیر على را فریب بده، من تو را سه طلاقه کرده‏ ام. آن کسى واقعاً و نه از روى نفاق و دورویى، براى حقوق و آزادى مردم احترام قائل است که در دل و ضمیر و وجدانش یک نداى آسمانى است و او را دعوت مى‏کند.

آن وقت شما مى بینید که چنین کسى که آن تقوا و معنویت و خداترسى را دارد، وقتى که حاکم بر مردم مى‏ شود و مردم محکوم او هستند، چیزى را که احساس نمى‏ کند همین حاکم و محکومى است. وقتى که براى جنگ صفّین مى‏ رفت یا از آن برمى ‏گشت، به شهر انبار- که الآن یکى از شهرهاى عراق است و از شهرهاى قدیم ایران بوده است- رسید. ایرانیان آنجا بودند. عده‏ اى از کدخداها، دهدارها، بزرگان به استقبال خلیفه آمده بودند. به خیال خودشان على (علیه السلام) را جانشین سلاطین ساسانى مى‏ دانستند. وقتى که به ایشان رسیدند، در جلوى مرکب امام شروع کردند به دویدن. على (علیه السلام) صدایشان کرد، فرمود: چرا این کار را مى‏ کنید؟ گفتند: آقا! این یک احترامى است که ما به بزرگان و سلاطین خودمان مى‏ گزاریم. امام (علیه السلام) فرمود: نه، این کار، را نکنید. این کار، شما را پست و ذلیل و خوار مى‏ کند. چرا خودتان را در مقابل من که خلیفه ‏تان هستم خوار و ذلیل مى‏ کنید؟ من هم مانند یکى از شما هستم. تازه شما با این کارتان به من خوبى نکردید بلکه بدى کردید؛ با این کارتان ممکن است یک وقت خداى ناکرده غرورى در من پیدا شود و واقعاً خودم را برتر از شما حساب کنم. این را مى‏ گویند یک آزادمرد، کسى که آزادى معنوى دارد، کسى که نداى قرآن را پذیرفته است: «الّا نَعْبُدَ الَّا اللَّهَ‏» جز خدا هیچ چیزى را، هیچ کسى را، هیچ قدرتى را، هیچ نیرویى را پرستش نکنیم، فقط خدا را بپرستیم. آن وقت او مى‏ تواند آزادى معنوى بدهد. و یا خطاب به مردم می فرمایند : « فلاتکلمونی بما تکلّم به الجبابرة و لاتتحفظوا منّی بما یُتحفّظ به عند أهل البادرة و لاتخالطونی بالمصانعة…» یعنی، با آن اصطلاحاتی که در مقابل جباران به کار می برید، با من صحبت نکنید و با من همان طور که با دیگران حرف می زنید، صحبت کنید. و اگر دیدید که من احیانا عصبانی و ناراحت شدم، حرف تندی زدم، خودتان را نبازید و مردانه انتقاد خودتان را به من بگویید و از من فاصله نگیرید وهم چنین به چاپلوسی و تملّق با من رفتار نکنید. «وَلا تَظُنُّوا بِىَ اسْتِثْقالًا فى حَقٍّ قیلَ لى»‏ گمان نکنید که اگر حقّى را در مقابل من بگویید، یعنى اگر علیه من کلمه‏ اى بگویید که حق است، بر من سنگین خواهد آمد. بحق از من انتقاد کنید،

ابداً بر من سنگین و دشوار نخواهد بود، با کمال خوشرویى از شما مى‏پذیرم. این نمونه‏ اى کامل از مردى است که از نظر معنوى آزاد است و در مقام حکومت، بدین گونه به دیگران آزادى اجتماعى مى‏دهد.

  • استاد مطهری-کتاب آزادی معنوی-صفحه 23،24

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

بستن
قالب وردپرس