سبک تربیت

اقتدا به قرآن و رسول(ص) در مسیر تربیت

مربی باید همان کاری را بکند که قرآن می‌کند. مگر رسول اکرم(ص) چه می‌کرد؟ برای‌شان آیات را می‌خواند. «یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَیُزَکِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْم»

خب، شما همین قضیه فرعون و موسی (ع) را که برای شاگرد خودت تحلیل کنی، همان «یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیَاتِه»ِ هستی. بعد او را به زمان خودش بیاور و فرعون و موسای زمان خودش را برایش مجسم کن. برایش تاریخی را روایت کن که در عصر خود او اتفاق افتاده و فرعونی را که هنوز فراموشش نکرده و موسایی را که هنوز از یاد نبرده؛ سپس از آن‌ها منتقلش کن به فرعون وجود خودش و موسای وجود خودش، به‌طوری‌که بتواند شبیه او را ببیند و او را لمس کند و در موقع تصمیم‌گیری بیندیشد که این تصمیم را فرعون من گرفته یا موسای من! به‌طوری‌که وقتی این شاگرد به کناردستی‌اش سیخونک می‌زند، بداند دارد کار فرعون را می‌کند و وقتی شاگرد بغل‌دستش به او می‌گوید مدادت را به من بده و مدادش را به او می‌دهد، بداند که دارد کار موسی (ع) را می‌کند و بداند که این دو جنبه را دارد.

قارون را برایش مثال بزن، به ‌قسمی که وقتی هم‌شاگردی‌اش مدادپاک‌کن از او می‌خواهد که خط را پاک کند و او مضایقه می‌کند، یادش بیاید که همان کاری را می‌کند که قارون کرد. قارون در جنبه خودش، یعنی در مافی‌الشرایط خودش، این طفل هم در مافی‌الشرایط خودش.

مربی در حد خودش درک کند که وقتی با مسائل برخورد می‌کند، خدمت بزرگی می‌تواند به شاگردش بکند. به همین خاطر است که این‌ها فردا عشق به شهادت پیدا می‌کنند. پایه‌هایش را معلم می‌گذارد. گاهی هم معلم قبل از بلوغ بر یکی چنان اثری می‌گذارد که بعد از بلوغش در جامعه انقلاب ایجاد می‌کند؛ پسر یزید منقلب شده بود و حکومت را قبول نکرد. گفت: ما غاصب این خلافتیم و خلافت در صلاحیت خانواده پیغمبر است. آن‌ها هستند که می‌توانند جامعه را به سعادت برسانند. خانواده او که سخنرانی‌اش در خطبه خلافت را بعد از فوت یزید شنیدند، خیلی ناراحت شدند. وقتی تحقیق کردند، دیدند که استادش عمر قوسی بوده و در طفولیتِ او برایش حرف‌هایی زده و بر او اثر گذاشته است.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

بستن
قالب وردپرس