سبک تربیت

خودساختگی، از لازمه‌های مربی تربیتی

مربی باید خود‌ساخته باشد. این دو نکته دارد؛ اولاً مقصود این نیست که برای اینکه بتوانیم متصدی امر تربیتی شویم، حتماً باید به مراتب عالی انسانی برسیم. خود علما هم می‌گویند وقتی خودت در انسانیت یک قدم جلو رفتی، به اندازه همان یک قدم می‌توانی دست شخص دیگری را بگیری و او را جلو بیاوری.

زمانی می‌گفتیم: بچه‌ها را باید خودباور بار بیاوریم؛ باید شخصیت‌شان قوی باشد. ما باید از خودمان بپرسیم که خودمان چه‌قدر خودباوریم، بعد به همان اندازه می‌توانیم متربی را خودباور بار بیاوریم؛ به همان اندازه می‌توانیم شخصیت متربی را قوی کنیم اما اگر خودم آدم متزلزلی باشم، نمی‌توانم خودباوری را در دیگری ایجاد کنم.

باید فکر بچه‌ها راه بیفتد و فکری شوند. باید ببینم خودم چه‌قدر اهل فکرم و منطقی فکر می‌کنم؟ چه‌قدر دقیق فکر می‌کنم؟ یا مثلاً می‌گوئیم: مربی باید کاری کند که دانش‌آموز صبور بار بیاید، در اینجاست که باید بپرسیم  خودمان چه‌قدر صبوریم. هر چیزی را که بخواهی منتقل کنی، باید اول در خودت شکل گرفته باشد. بله در ایثار به حد حضرت زینب(ع) نرسیدم اما باید بدانم که در همین حد می‌توانم پیش ببرم و بیشتر از آن نمی‌توانم.

بعضی دوستان مطرح می‌کنند که مربی حتماً باید به حد بالا و درجه خاصی رسیده باشد. نه، این‌گونه نیست اما از این طرفش باید دقت کرد که مربی اگر خودش در هر بُعدی خودساخته نباشد، نمی‌تواند در آن زمینه کاری کند. اصطلاحاً می‌گویند: چیزی که خودت نداری، نمی‌توانی به کسی منتقل کنی؛ مگر اینکه چیزی را حفظ کرده باشی و آن را به بچه‌ای بگویی که تیز باشد و این حرف را بشنود و عمل کند؛ مثلاً بگویی: برو فکور بشو و او هم برود و فکور شود ولی آنچه که واقعاً تربیت است؛ تربیت در زندگی، رفتار و برخورد، این است که دانش‌آموز حالت مرا ببیند و تأثیر بپذیرد.

حرف آخر

از جمله عوامل شخصیت و تفکر، تقلید است. اگر پدر و مادر، خودشان در زندگی محکم برخورد کنند، بچه می‌بیند و یاد می‌گیرد. ناخودآگاه محکم بارمی‌آید. اگر بابا برای هر کاری فکر کند، بچه نگاه می‌کند، تقلید می‌کند و یاد می‌گیرد.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

بستن
قالب وردپرس