سبک تربیت

توجه به مهم‌ترین نیازها در عرصه تربیت

انسان امروزی کاستی‌های بسیاری دارد. در این روزگار آن چیزی که نیاز واقعی او است برایش فراهم نمی‌کنند و برعکس آنچه را که نیاز حقیقی‌اش نیست به او می‌دهند. لذت‌های نفسانی مثل شکم‌پرستی که برای ارضای آن  انواع و اقسام خوردنی‌های جدید و رنگارنگ را برایش فراهم می‌کنند و برای ارضای شهواتش هم که دیگر روشن است!

جامعه بشری نیازمند بقال، بنا، نجار، مقنّی، مهندس، طبیب و… است؛ این‌ها همه نیازهای جامعه است اما شدیدترین آن‌ها نیاز تربیتی است. روشن است که برای چه می‌گوئیم در کنار لیسانس و مدرک باید برای امام زمان تلاش کرد. ما لیسانس که گرفتیم، مجموعه فرهنگی را ترک می‌کنیم و می‌رویم به‌دنبال درآمد، ازدواج و… . نهایت همّت‌مان این می‌شود که همراه با همسرمان کار کنیم که بخوریم. پس از این هم ناگهان بانگی برآمد: خواجه مرد!

بعضی از جوان‌ها برای انتخاب رشته‌های دانشگاهی بر سر دو راهی می‌مانند؛ فکر نمی‌کنند که باید در بهترین جای عالم خرج شوند، نه در جایی که درآمد و رفاه بیشتر است اما بعد می‌فهمند که چرا چمران از آمریکا به لبنان می‌رود و از لبنان به ایران، کشور خودش بازمی‌گردد. جای سؤال است؛ شما که در لبنان با اسرائیلی‌ها می‌جنگیدید چرا به ایران آمدید؟

این سنجش نیازهای گوناگون است. چمران می‌داند که اگر این انقلاب اسلامی‌ بماند، لبنان و سوریه هم می‌مانند؛ بنابراین به ایران می‌آید و در ابتدای کار نماینده مجلس می‌شود. پس از اینکه عراق حمله کرد، وزیر دفاع می‌شود. بعد می‌بیند که در اینجا نمی‌توان ستادی کارکرد؛ دهلاویه را برمی‌گزیند.

شدیدترین نیازها، نیاز تربیتی است نه نیاز صنعتی زیرا صنعت و تکنیک پیشرفته در جامعه‌ای که فقر تربیتی دارد، فقط به نابودی آنان کمک می‌کند و همانند تیغ تیزی است که در دست کودکی باشد، هر چه تیغ تیزتر باشد و تربیت کم‌رنگ‌تر باشد، دست کودک زودتر بریده می‌شود و جانش بیشتر به خطر می‌افتد! صنعت را هم باید انسان‌های با تربیت در دست بگیرند وگرنه مانند یک بمب عمل می‌کند؛ همان چیزی که اکنون مشاهده می‌شود.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

بستن
قالب وردپرس