سبک تربیت

مربی و فهم این مطلب که هدایت‌گر خداست

استاد تهوری

نکته‌ای که خیلی در بینش یک مربی، مهم و اساسی است، این است که بداند، هدایت‌گر خداست. مربی به هیچ عنوان هدایت‌گر نیست. خدا در قرآن بعد از اینکه جنگ تمام می‌شود به پیامبرش می‌گوید: وقتی تیر می‌زدی، تو تیر نزدی! تیر زدن کار ساده‌ای است اما خداوند می‌فرماید: این کار را هم درواقع خودت انجام نمی‌دادی، چه برسد به اینکه بخواهی آدمی را اصلاح و تربیت کنی و او را از فضایی به فضای دیگر منتقل سازی.گاهی تا برخوردی می‌کنیم و جواب می‌گیریم، در پوست خودمان نمی‌گنجیم و خیلی خوشحال می‌شویم. حالا اگر کارمان به غرور نکشد، حداقل احساس می‌کنیم که خیلی موفق هستیم. نه! تو این کار را نکردی! اگر دست خدا در کار نبود، اثر نمی‌کرد، تو فقط وسیله‌ هستی.

این مسئله آفت دیگری هم دارد ،آن هم اینکه اگر مربی با بچه‌ای دو یا سه سال کار کند و نتیجه نگیرد، مأیوس می‌شود. مخصوصاً اگر مربی روحیه‌ای عاطفی و احساسی داشته باشد، از درون احساس شکست و ناامیدی می‌کند و خمودی حداقل برای چند ساعت یا چند روز بر او حاکم می‌شود و حالتی پَکَر و گرفته پیدا می‌کند. گاهی هم ناامید می‌شود و کار تربیتی را رها می‌کند. می‌گوید: ما که نمی‌توانیم!

این اتفاق درحالی است که تو کاره‌ای نبودی. وظیفه‌ات را انجام دادی؛ خودت را خوب ساختی و با تأمل و مشورت کارت را انجام دادی، ولی این آدم به‌راه نمی‌آید. تربیت حضرت نوح(ع) که ضعیف‌تر از تربیت ما نبوده اما پسرش خراب شد!

تو تمام تلاشت را کردی و نتیجه نگرفتی. اگر این باور را داشته باشید که باید کار شما را شخص دیگری به ثمر برساند،  این باور خیلی مهم است. با وجود آن، نه به غرور می‌رسید و نه یأس و ناامیدی به سراغ شما می‌آید. اگر این باور در شما نباشد، مدام بین غرور و یأس در حال رفت و آمد هستید. یک روز شاد و شنگول که فلانی چه‌قدر خوب جذبم شده است و روز دیگر پکر که فلانی از در مسجد وارد شده و به من اعتنا نکرده است؛ در حالی که حقیقت امر اصلاً این‌گونه نیست. وقتی این مبنا حاکم باشد، اخلاص بالا می‌رود و در پی آن، کار برکت پیدا می‌کند.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

بستن
قالب وردپرس