بانک مقالات

مولفه ها، ابعاد و مدارج تحول اخلاقی در قرآن کریم

فاطمه وجدانی

نظریه ها و الگوهای فلسفی و روانشناختی متنوعی برای رشد و تربیت اخلاقی مطرح شده است که هر کدام از آنها بر وجوه خاصی از ابعاد وجود انسان تکیه کرده اند و نسبت به سایر ابعاد مغفول مانده اند به عنوان نمونه برخی در رابطه با رشد و تربیت اخلاقی، فقط بر جنبۀ شناختی و عقلی انسان تاکید کرده اند برخی دیگر، تحول بعد عاطفی را اصل قرار داده اند و برخی نیز بر تمرین عملی و مهارت آموزی برای تقویت اراده در جهت انجام عمل اخلاقی تکیه کرده اند. نویسندگان بر این باورند که، اگرچه از میان رویکردهای موجود درباره رشد و تربیت اخلاقی، رویکرد شناختی-عقلی، نسبت به بقیه رایج تر و در نظام آموزشی و پرورشی کشور ما بیشتر بر آن تکیه شده است اما ایراد اصلی این رویکرد این است که بر بعد شناختی-عقلانی، در رابطه با احکام و داوری های اخلاقی تاکید می کند حال آنکه ارتقای شناخت و استدلال اخلاقی به تنهایی تضمین کننده ظهور و بروز عمل اخلاقی نیست. بدین ترتیب، نویسندگان در این مقاله کوشیده اند تا بر اساس نظریات علامه طباطبایی در این موضوعات و با محوریت تفسیر المیزان، در زمینه رشد و تربیت اخلاقی، طرحی ارائه بدهند که علاوه بر مولفه هایی مانند شناخت و عواطف و مهارت آموزی در افراد،  ظهور و بروز فعل اخلاقی را نیز برای آنان به همراه داشته باشد. بر همین اساس، رشد اخلاقی دارای پنج مولفه اصلی است که چهارتای آن درونی و مربوط به شخص است که عبارتند از: معرفت-عواطف-ایمان-ملکات اخلاقی و یک مولفه بیرونی نیز جامعه صالح و الگوهای اخلاقی است. رشد و تحول در ناحیه همۀ این مولفه در واقع، رشد و تحول اخلاقی و نیز ظهور فعل اخلاقی را به دنبال می آورد.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

بستن
قالب وردپرس