سبک تربیت

روش ایجاد استقلال در کودک

تربیت زمان می‌برد. دغدغه من فقط این است که بچه‌ام وقتی به سن بلوغ رسید و خواست انتخاب کند، دیگر آن عوامل ایجاد بدبینی رویش تأثیر نگذارد یا حداقل تأثیراتش کم باشد که بتواند در آن سن درست انتخاب کند. برای رسیدن به این هدف ابتدا باید او را بسازم و بعد باورهایی را که در کنار کارهای دیگرم به او داده‌ام و در درجه دوم اعتبار تربیتی من قرار داشته، به او القاءکنم.

اگر چنین روشی نداشته باشم، وقتی به سن بلوغ برسد، دیگر آدم مستقلی نخواهد بود و با هر حرف جدیدی که می‌شنود، خودش را می‌بازد. نباید در دوره کودکی، توقع استقلال مطلق داشته باشم. کودک تا وقتی که قدرت عقلش کامل نشود، اصلاً نیازی به استقلال ندارد؛ استقلال وقتی نیاز است که بخواهد انتخاب کند اما اگر  در این دوره هفت تا ده‌ساله قبل از بلوغ، استقلال را در وجود او نکارم، دیگر نمی‌تواند راه درست را انتخاب کند زیرا در این مدت بادهای موافق و مخالف گوناگونی بر او وزیده است.

شکل‌گیری شخصیت قبل از سن بلوغ

باید کاری کنیم که کودک  قبل از سن بلوغ، شخصیتِ درونش شکل گیرد و هویتش مستقل شود که خود‌باوری‌اش‌ باعث این شود که تکیه‌اش را از دیگری بردارد و بتواند فکر کند. کسی که مستقل است، اگر حرفی را بشنود و رفتاری را ببیند، فوری از آن حالتی که درونش ایجاد می‌شود، تأثیر نمی‌پذیرد و آن‌ را در زندگی خودش وارد نمی‌کند؛ تأملی می‌کند که اگر خوب بود، آن حالت را قبول کند.

کودک برای اینکه بتواند بعد از بلوغ، مسیرش را خوب انتخاب کند و درست حرکت کند و پیش رود، لازم است که در بحران‌ها فکرش را ثابت نگاه دارد. اگر بخواهیم قوه تفکرش درست کار کند، باید به دیگران تکیه نکند و منتظر تأئید دیگری نباشد. اگر کسی به استقلال برسد، برای اینکه حرف، حالت و رفتاری را بپذیرد، منتظر تأیید دیگران نیست؛ خودش تأمل می‌کند که این حرف درست است یا غلط.

انسان مستقل، کسی است که هر حرف و رفتاری را نمی‌پذیرد؛ خودش انتخاب می‌کند و سعی می‌کند که خودش باشد.  باید بچه را عادت بدهیم نه‌ اینکه دائماً از او پرس‌وجو کنیم. فقط در برخی موقعیت‌ها از او درباره علت کارهایش بپرسیم و بعد استدلالش را برایش تحلیل ‌کنیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

بستن
قالب وردپرس