سبک تربیت

مربی باید راه رسیدن به قله را نشان بدهد!

نقش مربی در تربیت

اين مربى است كه بايد افراد را به بار آورد و شكوفا سازد و انديشه‏‌هاى مدفون او را برانگيزد. مربى خوب آن نيست كه خود به جاى متربیانش ببیند‏، تصميم بگيرد و از ديده‌‏ها و تصميماتش براى آن‏‌ها سخن بگويد، بلکه مربى‏ خوب كسى است كه نیازهای افراد را به آن‌ها بشناساند، آن‏‌ها را آزاد كند و آموزش بدهد تا خود ببينند و حركت كنند و سپس در زمان حادثه‌‏ها(خطرات) به آن‌ها تذکر دهد تا متوجه باشند و پيش بتازند.

مربى بايد در برابر وسوسه‏‌ها، گم­ كردن‌‏ها و فریب­‌های دیگران، سرمايه‏‌هاى انسان را بشمارد و بازارهاى گرم‏‌ترى را درنظر انسان بياورد. مربی باید از دزدها و راهزن‏‌ها داستان‏‌ها بگويد تا متربی را نسبت به آنان هو­شیار سازد.

اگر مربى، آگاهى‏‌ها را به صورت بسته‌‏بندى به افراد برساند، در واقع آن‏‌ها را فلج بار آورده و شخصيت‌شان را شكسته است؛ و همين‏ افراد هستند که در وقت حادثه‌‏هاى جديد، آن­گاه که مربی در کنارشان نیست، بدون ­چاره مى‏‌مانند. هدف از تربيت، هُل دادن و به دوش كشيدن نيست، بلكه هدف، راه رفتن متربی با انتخاب خودش است. بنابراین  مربی باید در روش خود به موارد زیر توجه داشته باشد:

الف) تزکیه

کار اول مربی تزکیه است. در اين مرحله مربى بايد فكر انسان را از جبرهايى كه در درون و از بيرون او را  به اسارت درآورده اند، آزاد كند. انسان گرفتار جبرهايى است که از بيرون، جبر تاريخ، جبر محيط، وراثت، تربيت و طبيعت است و در درون، جبر غريزه، فكر و جبر عقل است.

کسانی که انسان را محكوم محيط، تربیت و غريزه‏ مى‏‌دانند، حق دارند و درست مى‏‌گويند، اما اشتباه‌شان اين است كه انسان را فقط از يك بعد و با يك جبر ديده‌‏اند، در حالى كه انسان با درگيرى و هماهنگ شدن همين جبرها به آزادى مى‌‏رسد.

انسان اگر از يك جبر برخوردار بود، مجبور بود و محكوم بود. اما در گيرودارِ اين همه جبر، وضع او تغییر می­‌کند. فكر به شناخت‌‏هاى تازه‌‏تر و ابزار جديدتری دست مى‏‌يابد. سوخت جديد، مركب جديد و خانه‏ جديد را كشف مى‏‌كند.  مشخص شدن سوخت بهتر، غريزه‏ بهترطلبى و تنوع طلبى انسان، او را به حركت وا مى‌‏دارد و درنتيجه سوخت جديد را آزادانه انتخاب مى‏‌كند.

ب) تعلیم

كار ديگر مربی آموزش دادن و نشان دادن راه رسيدن به قله‏‌ها است. اوست كه بايد طرز برداشت و طرز تفكر را به انسان بياموزد و روش‌‏ها را در اختیارش بگذارد.

اين کفایت نمی کند كه مربی، فرد را با صدقه بى‏‌نياز كند. بهتر اين است كه فرد را با روش‌‏ها و حرفه‌‏ها آشنا كند و او را تا قله‏‌ها بالا ببرد؛ چون کاری که فرد را به جوشش وادارد، بهتر از بخشش به او است.

ج) تذکّر

انسان گرفتار در غفلت‏‌ها، ناچارا نيازمند به يادآورى‏ است و اين هم مسئوليت سوم مربى است كه با تذكرها، زمينه‏‌هاى آماده را شعله‌‏ور كند و حركت و پيشرفت را فراهم سازد.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

بستن
قالب وردپرس