سبک تربیت

انسان، فرزند تمام هستی!

هر كسی افراد تحت اختيارش را براى محيطى كه در نظر دارد، تربيت مى‏‌كند؛ پدر و مادر فرزندشان را براى خانه، استاد شاگردش را براى جامعه‏ و يك دانشمند، انسان را حداكثر براى چند دهه زندگى تربيت مى‌‏كند و طبق شرايط زمان موجود، شكوفا مى‏‌سازد.

اما انسان، فرزند خانه، جامعه و حتى دنياى محدودش نيست، بلکه انسان فرزند تمام هستى است و تا بى‏‌نهايت راه در پيش دارد. لذا بايد طورى تربيت شود كه بتواند درتمام اين مسير چگونه بماند و برود.

جهان‌­بینی(نگرشِ) مربی در تربیت نقش مهمی دارد. مثلاً وقتى كه نگاه مربی به انسان، يك دهان و يك تن باشد، ناچار بايد طورى تربيتش كند كه بتواند آب و خوراکش را به‌دست بياورد و نيازهايش را برطرف كند. وقتى كه مربی، انسان و سرمایه‌هایش را محدود به ۷۰ یا ۸۰ سال دید، ناچار او را جورى تربيت مى‏‌کند كه استعداد هایش در اين چند دهه عمر كارگشا باشند.

اما درآ ن‏ جا كه ما راه هستى را تا بى‏‌نهايت دیدیم و انسان را دارای بزرگی دیدیم كه اين هستى برای او خلق شده، ناچار انسان به گونه‌‏اى تربيت مى‌‏شود که استعداد هايش در تمام اين عوالم كارگشا باشند.

و ناچار مربىِ اين انسان عظيم، در اين پهناى هستى، مى‌‏تواند وجودى وسيع‌­تر و آگاه‌­تر به استعدادهاى بى‏‌نهايت او، آگاه‌تر از هستى و قانون‏‌های آن، و در عين حال مهربا‌ن‌تر و دلسوزتر براى رشد او باشد.

و چه وجودى آگاه‌­تر از پروردگار، که از هرکسی به خودش نزديك‌‏تر است. او بوده که مهربانى‏‌ها را پديد آورده و غريزه‏ حُب بقا و حُب نفس را در درون انسان شعله‏‌ور ساخته و او را با خود مهربان كرده است. پس بايد بگوييم انسانِ تمام هستى و انسانِ رونده تا آن سوی عوالم را، كسى جز آفريدگار هستى و انسان نمی‌­تواند مربی باشد.

مربى انسان، کسی جز آفريدگارش نيست. خداست که ربّ او و مربى اوست و ديگران بايد تربيت را از او بياموزند؛ اوست كه به تمام هستى و به تمام قانون‏‌هایش آشنا است.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

بستن
قالب وردپرس