سبک تربیت

ریشه‌­یابی مشکلات و آسیب­‌های فعالیت­‌ تربیتی

استاد هادی‌زاده

برای درک اهمیت هدف‌گذاری در فعالیت‌های تربیتی باید ببینیم فعالیت‌های انجام‌شده تاکنون با چه مشکلات و آسیب‌هایی روبرو بوده‌اند. برخی از این مشکلات را مرور می‌کنیم:

الف) عملکرد سلیقه‌­ای

یکی از ریشه­‌های اساسی بروز این مشکلات سلیقه‌­ای عمل کردن فعالان فرهنگی است. در شرایط کنونی تعلیم و تربیت کشور و به‌­ویژه با توجه به کمبود و یا نبود منابع، هرکسی که دغدغه دارد براساس مطالعاتی که داشته و با همان برداشت‌هایی که از این مطالعات کرده است، مشغول فعالیت تربیتی می‌شود، برنامه­‌هایی طراحی می‌­کند و برای اجرای آن‌ها نیز روشی در نظر می‌گیرد. نهایت امر این است که اگر در موردی سؤالی داشته باشد، یک کتاب باز می­‌کند، نگاهی به آن می‌­اندازد و مشغول ادامه فعالیت می‌­شود. این سلیقه‌­ای عمل کردن یکی از ریشه‌های اساسی پیدایش وضع موجود فرهنگی و تربیتی است که تنوع برنامه­‌ها و روش‌­ها نیز از پیامدهای آن است.

ب) روش‌­مند نبودن برنامه‌­ریزی­‌ها

عامل دیگر، روش­‌مند نبودن برنامه‌­ریزی­‌های تربیتی است. پیش از انقلاب تا کنون همواره این‌گونه است که هر گروه و جریانی که دغدغه‌­ای و اندک توانی  دارد،  به راه می‌­افتد و در هر جا که بتواند کاری را شروع می­‌کند. حتی گاهی کار به گروه و جریان هم نمی‌کشد و یک نفر که همت و توانی دارد یک شهر، یا تعدادی از محله­‌های آن و یا یک روستا را پوشش می­‌دهد؛ به این ترتیب که مثلاً هر شب در یک جا کلاس قرآن، احکام و سخنرانی برگزار می‌کند. این فعالیت فردی هم باید برنامه‌­ریزی داشته باشد و آن فرد باید بداند که مثلاً با این جوان­‌ها از چه چیزی باید سخن بگوید، از کجا  شروع کند و برنامه‌­اش را چگونه اجرا کند.

اگر فعالیتی برنامه‌­ریزی نداشته باشد و اگر این برنامه‌­ریزی روش‌­مند نباشد، قطعاً به نتیجه مطلوب نخواهد رسید. حال اگر قرار باشد مثلاً یک کانون و یا مؤسسه فرهنگی و تربیتی بدون یک برنامه‌­ریزی روش‌­مند راه‌­اندازی شود، قطعاً ضریب بروز مشکلات برای فعالیت‌­ها و مجموعه بیشتر خواهد شد.

ج) مدیریت­‌های مادرزادی

هر یک از ما در محدوده معینی مدیریت می­‌کنیم و یا حداقل به باور و ادعای خودمان مدیر هستیم. کم‌ترین حد این مدیریت آن است که بسیاری از ما بالأخره در خانه و خانواده خود در جایگاه مدیر قرار داریم. تقریباً هیچ یک از ما در جایگاه مدیریتی‌مان نه حرف کسی را می‌­شنویم و نه نقدی را می­‌پذیریم  و تنها خودمان هستیم که تشخیص می‌­دهیم چه باید بکنیم، بدون اینکه در زمینه مسئله مورد نظر مطالعه و یا تأملی کرده باشیم. حال اگر محدوده این مدیریت کمی وسیع شود و مثلاً انجمن و یا کانونی راه بیندازیم، دیگر خودمان را یک مدیر تمام عیار می‌­دانیم!

این­گونه مدیران، بدون اینکه مطالعه­‌ای کرده باشند، آموزشی دیده باشند و یا  روی مسائل و موضوعات مدیریتی تأملی داشته باشند، مدیر شده­‌اند. این در حالی است که امروزه اگر یک نفر بخواهد آشپز هم بشود، باید دست­کم در این زمینه مطالعاتی داشته باشد و آموزش‌­هایی دیده باشد اما بسیاری از مدیران فرهنگی و تربیتی به صورت مادرزاد مدیر هستند و همین مسئله یکی از عوامل بروز بسیاری از مشکلات است.

 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

بستن
قالب وردپرس