تربیت در تشکل

افت انگیزه در مجموعه های فرهنگی چگونه رخ می دهد و راه علاج آن چیست؟ (3)؛ نقش عامل شناختی در افت انگیزه

استاد غنوی

عامل سوم یک عامل شناختی است.

گاهی از اوقات آدم وقتی می‌آید دنبال کارهای بزرگ، تصویر درستی از اتفاقی که می‌خواهد بیفتد ندارد. مثلا آمده در مرکز فرهنگی کار می‌کند، خوب اینها اول کار چند نفر بودند؟ 50 نفر آمده بودند همه پا به کار، بعد خودش انگیزه دارد ولی می‌بیند دوستان هر کدام به عذر موجهی نمی‌آیند، یک نفر و دو و پنج نفر نمی‌آید. می‌گوید کلاس را که شروع کردیم صندلی کم داشتیم ولی حالا من ماندم و استاد با هم درد دل می‌کنیم.

ببینید یک مشکلی که پیش می‌آید این است که آنهایی هم که ماندند یواش یواش جا می‌خورند، قرار بود 50 نفر بیاییم الان من تنهایی در این بیابان برهوت ماندم، هیچ کس هم همراهم نیست که خود این، انگیزه آدم را کم می‌کند.خود این که دیگران نیامدند و دنبال اشتغالاتشان رفتند، همین باعث افت انگیزه ام می‌شود، می‌بیند رفقا همه گذاشتند و رفتند می گوید: خوب من برای چه نروم؟

اصلا خود نبودن همراه، آدم را یواش یواش خسته می‌کند. و بالاتر از آن، گاهی این عزیزانی که رفتند، آن هایی که ماندند را نصیحت هم می‌کنند؛ بابا دیوانگی است، مگر چقدر می‌شود آنجا ماند؟ مگر می‌شود تا آخر عمر کار فرهنگی کرد؟ کار فرهنگی کار صدا و سیماست، کار فرهنگی برای آخوندهاست، پولش را هم می‌گیرند باید کارش را هم بکنند، اصلا توضیح می‌داد که آدم اگر می‌خواهد زن و بچه اش خوب بماند، اگر پول داشته باشد بهترین کار این است که برود خارج زندگی کند.

ایام جوانی ما هم گفتیم تا چه موقع می‌خواهی آدم نشوی و زندگی ای نگیری؟ مگر می‌شود همه اش اینطوری؟ شروع می‌کنیم ولی ادامه نمی‌دهیم. این تصویر خیلی سخت است، اگر جوان باشید و ندیده باشید باید آماده باشید، حتما تجربه می‌کنید، آن موقع آدم می‌فهمد که تنها ماندن چقدر سخت است. بخصوص که دوستان هر کدام با عذری کاملا موجه کار را رها می کنند، خدا را شکر چیزی که خدا زیاد آفریده عذر موجه است!

پس سومین عامل افت انگیزه چیست؟ عدم شناخت از هدف و مسیر است.

باید بدانیم در این کوهستانی که راه افتادیم تا آن قله چند نفر بیشتر نمی‌مانند، نمی‌دانم در این برنامه‌های کوهنوردی طولانی بودید یا نه، من که نبودم فیلمش را دیدم اگر فیلمش را هم دیده باشید دیدید که جماعت خیلی زیادی راه می‌افتند بروند قله، در هر ایستگاه که می‌رسند چند نفر اتراق کرده و می‌مانند و آخر سر به قله که نگاه می کنی می بینی سه نفر می‌زنند به قله و یک نفر هم می‌رسد بالا.

این را باید بدانید این کاری که شروع کردید مرد قله و تحمل و حوصله می‌خواهد مردی می‌خواهد که همه هم که رفتند تازه محکم‌تر شود.

ادامه دارد.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

بستن
قالب وردپرس