تربیت در تشکل

افت انگیزه در مجموعه های فرهنگی چگونه رخ می دهد و راه علاج آن چیست؟ (2)؛ نقش اشتغالات جدید در افت انگیزه

استاد غنوی

این خاصیت و ویژگی روانی ماست که وقتی ابتدائا با چیزی از حیث روحی چِفت می‌شویم آرام آرام شُل شده، اثرش کم می‌شود و یواش یواش خنثی می‌شود. پس افت انگیزه امری طبیعی است، در خمیر مایه خلقت ماست، توجیه دارد تا جایی که هُلَش می‌دهید ادامه می‌دهد، دست که ازش برداشتید چند متری می‌رود و بعد هم می‌ایستد؛ چون سنگین است، چون این زمین شیب ندارد، صاف است هُل دادی اصطکاک است سنگینی ماشین است، بطور طبیعی می‌ایستد. حالا از آن طرف می‌گویم که افت انگیزه امری طبیعی است. یعنی باید ما به آن تَن بدهیم؟ یعنی رهایی ندارد و باید دائما هُل داد؟ مگر می‌شود؟

عامل دوم که باعث افت انگیزه می‌شود اشتغالات جدید است. ببینید طرف پر از انگیزه است ولی به سن دانشگاه رفتن رسیده است، خود ما هم ترغیبش می‌کنیم برود، الان می‌آید مسجد شما و محل کار شما با شما همکاری دارد، ولی الان در دانشگاه برای او 17 واحد گذاشتند یعنی 6 و 7 درس دارد حضور و غیاب می‌کنند، امتحان می‌گیرند و اگر هم درسَت ضعیف باشد مشروط می‌شوی که هزار و یک بدبختی هم بعدش داری که شاید خیلی هایتان تجربه هم کرده باشید. اکثر شماها دانشجو هستید، دو سه ترم هم که آدم مشروط شود التماس دعا! یواش یواش دم در دانشگاه. غالبا شاگردان اول فرصت نمی‌کنند بیایند کانون تربیتی، مگر اینکه خیلی فعال باشند. قصه این است که اشتغال جدید کار قبلی را تحت تاثیر خود قرار می‌دهد و باز این هم طبیعی است که مگر ما چند ذهن داریم؟ مگر چقدر ظرفیت روانی داریم؟ الان از صبح دغدغه امتحان و سوال و کلاس و درس و حضور غیاب و مشروطی را داشتم بعد از ظهر هم آمدم مسجد .

قبلا تمام وقت اینجا بودم ولی الان بطور طبیعی ذهن و دلم دو جا تقسیم شده است. مگر می‌شود همیشه در کانون فرهنگی کار کرد؟ خوب کانون فرهنگی که به آدم پول نمی‌دهد تازه اگر پول هم بدهد می‌دانید مشکل چیست؟ بعد از مدتی همان شور و شوق‌ها تبدیل می‌شود به حق الزحمه و حق الزحمه به قول بچه‌های ریاضی رابطه یک به یک با میزان کار آدم دارد، یواش یواش آدم کارمند می‌شود و کارمند هم کارمندی کار می‌کند نه با انگیزه. بماند اینطوری است جای دیگر هم که برود چطوری است؟ بالاخره که زندگی است فردا دانشگاه تمام شد کار است کار تمام شد عیال است و عیال باشد احتمالا بچه و خانواده و اینها هم هست، بدهی هست و… می‌بینید یک مجموعه به طور طبیعی صد نفره شروع کرده بعد از چند سال، از آن مجموعه یکی دو نفر بیشتر نماندند و گاهی هم هیچ کس نمی‌ماند.

پس مشکل دوم در افت انگیزه، اشتغالات طبیعیی است که برای آدم‌ها تعریف می شود.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

بستن
قالب وردپرس