اندیشه تربیت

ابزار کار مربی(1): گرفتن روش های تربیتی از بزرگترین مربی

استاد فلسفیان

صنعت و تكنيك پيشرفته در جامعه ‏اى كه فقر تربيتى دارد جز به انهدام و نابودى آنان كمك نمى كند و همانند تيغ تيزى است كه در دست كودكى باشد…

  مهمترین  مسئله در شرایط کنونی “تربیت” است.

جامعه‏ ى بشرى نيازمند کارمند، بنا، مغازه دار، نجار، مهندس و طبيب و مربى است. اين‏ها همه نيازهاى جامعه است اما شديدترين آن‏ها نياز تربيتى است، زيرا صنعت و تكنيك پيشرفته در جامعه ‏اى كه فقر تربيتى دارد جز به انهدام و نابودى آنان كمك نمى‏ كند و همانند تيغ تيزى است كه در دست كودكى باشد. هر چه تيغ تيزتر باشد دست كودك زودتر جدا شده و جانش بيشتر در خطر افتاده است.

برای تربیت نیاز به مربی است زیرا آن‏جا كه ما هستى را با وسعتى شناختيم كه تا بى‏ نهايت راه دارد و انسان را به عظمتى شناختيم كه اين هستى را زير پا دارد، ناچار انسان به گونه ‏اى تربيت مى‏ شود كه با قانون‏هاى حاكم بر اين عوالم درگير نشود و به گونه ‏اى تربيت مى شود كه استعداد و سرمايه‏ هايش در تمام اين عوالم كارگشا باشند و با قانون‏هايى دم خور مى‏ شود كه در تمام اين عوالم تجربه‏ شده ‏اند و شناخته شده ‏اند و وضع شده ‏اند و براى مسائلى مى‏ كوشد كه در اين بى‏نهايت فرصت، آمد و شد دارند.

و ناچار مربى اين انسان عظيم، در اين پهناى هستى و اين وسعت گسترده، وجودى مى‏ تواند باشد عظيم‏ تر و وسيع‏ تر. وجودى محيط و آگاه و در عين حال مهربان و دلسوز. وجودى آگاه از ما و استعدادهاى بى‏ نهايت ما و آگاه از هستى و قانون‏هاى بى‏ شمار آن. وجودى مهربان و دلسوز براى رشد ما و كمال ما و سعادت و بهزيستى ما.

و چه وجودى آگاه‏تر از خداوند هستى و انسان، كه انسان را آفريد و هستى را براى انسان آفريد.

مربى اوست و ديگران بايد از او درس تربيت بياموزند؛ چون مربى بايد از استعدادها و از كسرى‏ ها و از دردها و درمان‏ ها و عوامل تربيتى آگاه باشد و قانون‏ هاى مؤثر را بشناسد. مربى مانند طبيب است، بايد دردها را بشناسد و داروها را بشناسد و روحيه ‏ها را بشناسد؛ چون هر دارويى در هر روحيه ‏اى مؤثر نيست.

و در توضیح این نکته که دیگرانی که خدا به آنها آموخته تا آنها مربی چنین انسان شوند چه کسانی هستند؟ باید گفت خداوند هستى و مربى انسان، انسان‏هايى را تربيت مى‏كند «وَ يُذْهِبَ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَ يُطَهِّرَهُمَ تطْهيراً» -33 احزاب-و پليدى‏ها را از آن‏ها مى‏ زدايد.

و به وسيله‏ ى وَحْى، آن‏ها را با قانون‏ها و دردها و داروها آشنا مى‏سازد. و با نورانيت و پاكى و آگاهى، آن‏ها را بر روحيه‏ ها و طبيعت‏ ها مسلط مى‏ نمايد و آن‏ها را پيشوا و مربى و آموزگار و مزكّى و مطهّر خلق مى ‏سازد ؛ «يَتْلُوا عَلَيْهِم آياتِهِ وَ يُزَكّيهِم وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ.» – 2 جمعه-

و اين‏ها هستند كه در ميان خلقِ او به تربيت خلق و شكوفا كردن استعداد و تتميم اخلاق كريمه همت گماشته ‏اند كه: «بُعِثْتُ لِاتَمِّمَ مَكارِمَ الاخْلاقِ»-مکارم الاخلاق ص 8-

دیگران در این راستا اگر بخواهند قدمی بردارند و عهده دار امر تربیت باشند  قطعا باید از چنین انسان های تربیت شده خدا، بیاموزند. تا با آشنایی با دردها و درمان‏ها و آگاهی از وضع روحيه‏ ها به امر تربیت همت بگمارند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

بستن
قالب وردپرس